|
در زندگی ،لحظه هایی را به خود اختصاص دهیم،هیاهوی ذهنمان را فرو بنشانیم،زنگارها را از دل بزداییم و به مراقبه بپردازیم شاید در میان صورتها و صورتک ها ،گمشده خویش ،یعنی سیمای راستین مان را پیدا کنیم. زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم وراههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد ، هرمعجزه ای ممکن میگردد. |
|
علت عاشق ز علتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست عاشقی گر زین سر و گر زان سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم.خجل باشم از آن گرچه تفسیر زبان روشن گر است لیک.عشق بی زبان روشن تر است چون قلم.اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد.قلم بر خو شکافت عقل.در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم.عشق گفت عشق حقیقت است.عشق نور است.و هنگامی که عشق را به خانه می آوری ،تمامی سایه ها و اشباح رنگ میبازند.هرتلاشی برای نابود ساختن سایه ها و اشباح بیهوده است .هرتلاشی برای سرکوبی نفس بیهوده است. عشق را بروز بده!هرکاری که میکنی باید حاکی از عشق تو باشد.هرکلمه ای که برزبان جاری می سازی باید سرشار از عشق باشد.هرکاری که میکنی باید بر یک چیز و تنها یک چیز تاکید کند:عشق ،عشق،عشق. آنگاه روزی فرا خواهد رسید که دیگر از تو در تو نشانی نمانده است ؛تو نیستی و به جای تو خدا نشسته است. عشق از آن دسته کلماتی است که حضرت مولانا میفرماید. مردم اندر درک آن فهم درست! |
|
سمت و سوی زندگیت را باید دگرگون کنی از فکر به احساس .........از منطق به عشق..........و از قیاس به نغمه ای دلکش و عاشقانه. این کاری ممکن است و شدنی است.زیرا نغمه و آواز و ترانه به دلهای ما نزدیک تر است تا فکر. رابطه نغمه و دل،رابطه طبیعی است. بدیهی است عشق برای دل ،طبیعی تراز منطق است. منطق را می آموزند اما عشق آمدنی است نه آموختنی. عاشقی نه به کسب است و نه به اختیار. عشق سرشت و سرنوشت ماست. منطق اختراع اجتماع است. عشق موهبتی الهی است.این موهبت رسیده از میراث فطرت ماست.
|
|
همه در جستجوی رحمت اند: حالتی از صفا که هیچ چیز آن را نمی آشوبد ،حالتی از سکوت که از جنس جذبه است و از اضطراب خالیست.رحمت این است :وجد و سروری خالی از اضطراب. اضطراب تورا از آنچه که داری ملول میکند.هرنوع اضطرابی ملال آورست .حتی عشق که مضطرب است،آلوده به ملالت و خستگی ست.رحمت ،آلوده به اضطراب نیست.زیرا جاودانه است. رحمت آرامش و سکون است ؛سکوتی ژرف است. حتی یک موج کوچک اضطراب نیز رحمت را نمی لرزاند .رحمت شور زندگی است به خانه رسیدن است.در رحمت، ارزش های زیباشناسانه ی زنانه هست.
|
|
عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق. ماهیت عشق،خود فراموشی است. ترک مصلحت خویشتن است. غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس. راه عشق ،راه فناست. عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد. او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد.
|
|
هیچ چیز برتر از دوستی با هستی نیست. این دوستی ،پاک ترین شکل عشق است. عشق گاهی به شهوت آلوده میشود.گاهی به تمایلات و مصلحت ها آلوده می شود.گاهی به توقع و چشمداشت آلوده می شود.در عشق رد پایی از بیولوژی دیده میشود.عشق گاهی بر زمین می خزدو جامه ی دنیا را بر تن میکند.اما دوستی به هیچ کدام اینها آلوده نیست.دوست داشتن از عشق برتر است. در دوستی چشمداشتی نیست .تمایلی نیست ؛در دوستی ،دوست برای نفس لذت و مستی بخشیدن ، میبخشد. عشق گاهی حسود میشود اما دوستی حسود نیست.تو حق نداری بیش از یک معشوق داشته باشی ، اما میتوانی دوستان زیادی داشته باشی.
|
|
شجاعت آن نیست که از آدمهای شجاع تقلید کنی، بلکه آن است که به شیوه خود زندگی کنی و بهای آن را نیز بپردازی. حتی اگر بهای به شیوه خود زیستن ،خود زندگی باشد،باز ارزش آن را دارد. زیرا در چنین شیوه ی زیستن است که روح به دنیا می آید . هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی بمیرد،همین آمادگی و شور اوست که اورا دوباره متولد میکند. اگردراین آمادگی رنجی نهفته است،رنج زایمان است. به شیوه ی خویش زیستن،شجاعت میخواهد ،دل و جرات میخواهد. به شیوه خود زندگی کن؛ شبیه خودت باش و بس. نگران عوام نصیحت گو مباش . زندگی خودرا ترسیم کن. از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن. خلاق باش. اگرهم در شیوه خود بر خطا باشی ، بهتر ازآن است که دیگران به جای تو زندگی کنند و تو بر صواب باشی . زیرا کسی که به شیوه ی دیگران زندگی میکند و بر صواب است زندگی را به بطالت میگذارند. کسی که به شیوه ی خود زندگی میکند،و بر خطاست، بلاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت. او خطای خویش را دستمایه ی تجربه ای تازه خواهد کردوبا تجربه های خویشتن ،خواهد بالید.
|
|
"کلید مراقبه یک چیز است: نفس را کنار بگذار" "لحظه ای که نفس را کنار بگذاری ، ارباب وجود خود میشوی."
|
|
اگر ،غیر از خدا ،کسی یا چیزی وجود داشت آنگاه ،ذات هستی،دیگر یگانه نبود. هیاهوی دا را بخوابان. آهنگ یگانگی هستی را خواهی شنید. آهنگ یگانگی هستی،زمزمه زنده ی خداست. که در گنبد جان تو می پیچد. دل یخ زده ات را در آفتاب اشراق بگذار،آب شو،با آنگاه نفس های خدا ،جاری شو. بدین سان،چشمی شو برای خدا تا با آن ببیند؛ گوشی شو برای خدا تا با آن بشنود؛ دلی شو برای خدا تا با آن مهربورزد. خدایی شو،خدا شو. بگذار خدا خود را با تو ببیند.بگذار خدا با خود ببیند. |
|
از اوضاع و احوال شاکی نباش.اوضاع و احوال همیشه خوب است .این تو هستی که جایی در درون خود مسئله ای می سازی و خودرا به دردسر می اندازی.این نکته را به خاطر بسپار "آنچه باید اتفاق بیفتد .می افتد "پس بگذار بیفتد و بدان آنچه اتفاق میافتد همه خیر است.درست ایتکه گاهی ناگوار است ،اما آنها نیز خیرند .گاهیدچار مصیبت میشویم اما در مصیبت هم خیری نهفته است. "دامنه خیر،چیزی را بیرون نمیگذارد ،بلکه همه چیز را در بر میگیرد."
|
|
خدا کسب و کار من است او را میخرم و به بهای تبسمی ژرف که بر لبانتان مینشانم به شما میفروشم و اینچنین است که همیشه سود میکنم عشق مخاطب خاصی ندارد فقط دلی سرشار از عشق داشته باش عشق باید خاصیت تو باشد عشق ربطی به رابطه ندارد عشق به رایحه ی گل می ماند برای گل تفاوتی نمی کند که کسی رایحه اش را استشمام کند یا نکند حتی در دورترین و متروکترین نقاط جهان نیز گل هائی خوش رنگ و خوش بو می رویند آنها بی آنکه منتظر نگاهی باشند شکوفا می شوند گل ها برای رنگ و بوی خود از کسی توقعی ندارند خاصیت گل آن است که خوش ببوید و رنگ های بدیع خود را در آفتاب پهن کند همچون گل باش در دوست داشتن گل ها نگران این نیستند که مبادا دیده نشوند آنها مسرور شکوفائی و رایحه خویشتن اند عشق باید خاصیت تو باشد عاشق باش چیزی نخواهد گذشت که عین عشق خواهی شد و این لحظه ای ست که قطره به دریا می رسد و دریا می شود
|
آیا تا به حالا دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا
هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افراد ان را در
خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و
نشاط سازید.
اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!!
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما آیا
این حرف به این معنی است که با قسمت خود بجنگند یا با آن همکاری کند. اما آیا این حرف به این معنی است که
فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش
خود را در این زمینه نشان دهد در آن صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای
کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ
با زندگی کنار بیایید؟
اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن
احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر
عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستانه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
اگر به ضرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته
های خود بروید. این انتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان
چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت
همیشه ناراحت خواهید بود
اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف
دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و
تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از
بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند.
اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سود
ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود در
عین حال نافع اینده را نیز از دست خواهید داد . زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن
خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با
آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند.
اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند.
انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در
برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها
امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند.
برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژی و منابع محدود خود را برای آن
صرف کنید نگارنده: حمیدرضاخوشنویس