تبليغاتX
تقدیم به آنانی که منتظر دیگران نمیمانند!
چو گیرد خوی تو مردم سرشتی ! هم اینجا و هم آنجا در بهشتی!

 

 

نگاه مورچه، دید مرغابی

شما چه گونه به مسایل دور و برتان نگاه می کنید؟ سعی می کنید، همه ی زوایای امور را ببینید و بعد قضاوت کنید یا با اولین مشاهده، نقص و ایراد آن را به همه ی سیستم تعمیم می دهید؟

دوست دارید چه گونه بنگرید؟ آیا نوع و شیوه نگریستن شما کمک می کند که قضاوت هایتان نیز متفاوت شود؟

مورچگان را حتماً دیده اید که چگونه باری چند برابر وزنشان حمل می کنند و پیوسته به زمین می اندازند و دوباره برمی دارند. یا با تغییر جهت های نادرست، راه رفته را تکرار می کنند! زیاد کار می کنند، اما زیبا کار نمی کنند. بار گران بر می دارند، اما بار گران بها بر نمی دارند. دلیل آن به ریز بودن اندام مورچگان نیست، بلکه به شیوه و نوع نگاه آنان است. مورچگان ار پایین به بالا نگاه می کنند. در نتیجه همه چیز را با هم نمی بینند و لذا نمی توانند بهترین راه حل را تشخیص دهند. به ناچار به اتخاذ راه حل های گوناگون، ولی نامناسب، پیوسته تجربه ها را تکرار می کنند.

مرغابیان را نیز تماشا کرده اید؟ به نوع نگاهشان نیز دقت داشته اید؟به خصوص در زمان مهاجرت و کوچ، که چه گونه یک مرغابی در جلو و دسته های دیگر پشت سر او ردیف شده اند و فرسنگ ها راه را از میان صدها دام و دد می پرند و سرانجام به مقصد می رسند. مرغابیان با گردن دراز و نگاه تیز و از بالا همه چیز را وارسی می کنند و ارتباطات و مناسبات بین اجزا را به خوبی تشخیص می دهند.

اگر می خواهید همه چیز را درست ببینید و عادلانه قضاوت کنید، نگاهی چون مرغابیان داشته باشید.

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 10:56  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

برای اینکه رویاهایت به حقیقت بپیوندد باید رویایی داشته باشی.

کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در ناهموارترین راه ها به جلو میرود شخص بدون هدف در هموارترین راه ها هم پیشرفتی نخواهد داشت.

شما همان میشوید که اغلب به آن فکر میکنید.

همیشه روی کاغذ فکر کنید به آرامی بنشینید و شروع به نوشتن اهدافتان و برنامه ای برای دستیابی به آنهابکنید همین تمرین به تنهایی میتواند از شما یک میلیونر خود ساخته بسازد.

من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم.

افراد مسوول شدیدا نتیجه گرا وهمیشه پیشگام هستند.

وقتی کاری را انجام بدهید که واقعا آنرا دوست دارید دیگر هرگز حتی یک روز هم کار نخواهید کرد.

کیفیت زندگی شما صرف نظر از اینکه در چه حوزهای کار میکنید بستگی دارد به اینکه تا چه حد خود را متعهد میدانید که کار خود بهترین باشید.

سخت تر و بیشتر کار کنید.هرچه سخت تر وبیشتر کار کنید موفق تر میشوید.

خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید. یادگیری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقیت در هر زمینه ای است

ذهن شما مانند عضله است که رشد آن به فعالیت بستگی دارد.

اگر به دیگران کمک کنید تا به آنچه میخواهید برسند شما هم میتوانید در زندگی به آنچه میخواهید برسید.

با خود ودیگران کاملا صادق باشید.

تفکر منبع اصلی ثروت. موفقیت.پیشرفتهایمادی.کشف ها و اختراعات بزرگ و همه کامیابی هاست.

همیشه چنان باشید که گویی همه مواظب شما هستند.

بالاترین اولویت هایتان را تعیین وسپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنید.انسان غیر متمرکز در همه امورش ناپایدار است.

هر وقت میخواهید کاری به انجام برسد آنرا به کسی که سرش شلوغ است محول کنید.افرادی که بسرعت عمل معروفند.

برنده شدن یک چیز گا هگاهی نیست بلکه همیشگی است.

زندگی فرایندی است از دو قدم به جلو ویک قدم به عقب.

با افراد درست در ارتباط باشید.

انظباط فردی یعنی توانایی وادار کردن خودبه انجام بموقع کارهایی که باید انجام دهید چه خوشتان بیاید و چه نیاید.

قدرت تصور از واقعیات برتر است.

به بهترین نحو مراقب سلامتی خود باشید.رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است.

قاطع و عمل گرا باشید.

به جنگ دریایمشکلات بروید وشجاعانه به آنهاپایان دهید.

هرگز شکست را یک انتخاب ندانید چیزی برای ترسیدن وجود ندارد جزء خود ترس.

اگر میخواهید سریعتر موفق شوید باید میزان شکستهای خود را دو برابر کنید.موفقیت در آنسوی شکست قرار دارد.

در زندگیتان عادت کنید کارهایی را انجام دهید که از آن میترسید در اینصورتمرگ ترس حتمی خواهد بود.

فقط پایداری و اراده دارای قدرت لایتناهی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 20:53  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

با سلام

دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید دیگر احساس ناراحتی به شما

تحمیل نخواهد شد.

 

راز تغییر زندگی چیزی جز تغییر مفهوم ها در ذهن نیست.

 

زندگی شما متعلق به شماست شما در قبال آن مسوولید و تنهاکسی که

باید کنترل زندگی شما را در دست داشته باشد خودتان هستید پس برای

 در دست گرفتن آن فورا اقدام کنید.

 

نباید برای تغییر دادن خود منتظر روز مناسب باشید بلکه با تغییر دادن خود

روزهای مناسب و عالی را به چنگ خواهید آورد.

 

لذت خوشبخت  بودن بزرگترین لذت دنیاست.پس اگر  این بار هم

افتادید.ناامید نشوید باز هم امتحان کنید هر بار که این کار را انجام میدهید

تجربه ی بیشتری به دست خواهید آورد آنقدر ادامه دهید تا به نتیجه برسید.

 

آنچه در ذهن انسان است چه خوب و چه بد رفتار انسان را تعیین میکند.

 

 با هر اقدامی هر چند کوچک و ساده بخشی از زندگی ساخته میشود.

 

بدنبال نیاز حتما عمل یا فکری شکل میگیرد.

 

باید رفتارمان را تغییر دهیم زیرا سرنوشتمان بر اساس رفتارهای روزانه شکل

 میگیرد.

 

مسیر سرنوشت در جهت رسیدن به مقصود با 4 مرحله شکل میگیرد.

1-نیاز سرآغاز مسیر

2-عمل

3-عکس العمل

4-نتیجه

 

هر چیز بارها در ذهن تکرار شود در ذهن تثبیت خواهد شد.

 

بخشش.تقسیم چیزهایی است که خداوند در اختیارمان قرار داده.با بخشش.

 دیگران مرا دوست خواهند داشت و من از لذت محبت دیگران بهرمند خواهم

 شد احساس دوست داشته شدن لذت بسیار بزرگی است

 

مصرف مواد مخدر بلافاصله ناراحتی را از بین میبرد و خوشی را جایگزین آن

میکندچیزی که همه آرزوی آن را دارندالبته برای چند لحظه بیایید این آرزو را

دایمی در ذهن خود بوجود آورید.یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آذر1386ساعت 11:17  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

آنچه را که میآموزید به کارببندید استفاده نکردن از آموخته ها بزرگترین اشتباهی است که ممکن است از کسی سربزند.

 

رسالت هر کس مثل اثر انگشتش منحصر بفرد است.

 

انسانهای موفق عادت به موفق شدن را دارند.

 

ضعف های خود را بشناسید یکی از نشانهای ضعف .عصبانیت است.

 

هرچه زمان عصبانیت بیشتر باشد شما بیشتر تخریب میشوید.

 

هر سیستم در خود میل به تخریب شدن دارد.

 

اگر میخواهی مهرورز باشی حتما باید اول خود را دوست داشته باشی مهرورزی از خود

 آغاز میشود و به دیگران ختم میشود.

 

تکرار مادر تمام آموزشهاست.

 

یا حق۶/۹/۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آذر1386ساعت 16:41  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

هستی راه را برای کسی که میداند به کجا میرود باز میکند.

 

راه رسیدن به خدا از اجتماع میگذرد.

 

وقتی چیزی به کسی میدهی اینو تو قلبت حفظ کن وقتی کسی بتو چیزی میدهد اینو به همه بگو.(امام صادق)

 

نفس را باید مثل اژدها در سرما نگه داری چون اژدها در گرما بیدار میشود اندک اندک گفتن کارهای خیرت نفستو بیدار میکند وخودشیفته میشوی و دچار غرور کاذب میشوی و به خاطر آن غرور کار نیک میکنی.

 

همیشه رسیدن به حقیقت مهرورزانه است.

 

اگر میخواهید در زندگی فرد موفقی باشید بخاطر بسپارید:که در معادله زندگی آینده هیچ وقت با گذشته برابر نیست.

 

از خود بیش از آنچه دیگران از شما انتظار دارند متوقع باشید.

 

بزرگترین دام بر سر راه موفقیت ترس است تنها راه برای برطرف ساختن ترس روبرو شدن با آن است پس بسویش حمله ور شوید.

 

اغلب افراد موفق دنیا شکست خورده ترین مردم دنیا هستند.

 

افراد موفق وقتی با شکست مواجه میشوند راه دیگری را برای رسیذن به مقصد انتخاب میکنند.

 

قابلیت انعطاف از خصلتهای افراد موفق است پس توانایی انعطاف پذیری را در خود بوجود آورید.

 

قانون موفقیت برای همه صادق است:در هر سن.با هر سابقه.هردین.هر ملیت.هررنگ ویاهرجنس فرقی نمیکند.

 

هشتاد درصد انسانها آنچه را که میشنود و میخوانند طی سه روز فراموش میکنند پس آنچه که میآموزید ثبت کنید.زندگی با ارزشترین هدیه الهی است پس ارزش ثبت ونگهداری را نیز دارد.ثبت این ارزشها فقط در دفترچه ثبت موفقیتهای زندگی.

 

یک تغییر بسیار کوچک در زندگی ممکن است دگرگونی های عظیمی را برایتان بوجود آورد پس بدنبال تغییرات باشید.

 

هیچ موقع بدنبال تایید گرفتن از مردم نباشید همیشه طوری رفتار کنید که مورد تایید اکثریت باشید.

عشق و احساسی که در دل دارید به زبان بیاورید.  

سه عامل برای رسیدن به موفقیت

1-بدانید چه میخواهید

2-دست بکار شوید

3-نتایج کارهای خود را زیر نظر داشته باشید

           یاحق 5/9/86  

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آذر1386ساعت 11:28  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

 

 

 

 

 امروزه  در کشور ايران ، روز به روز  به تعداد کسانی که آپارتمان نشين  می  شوند ، اضافه می  شود و متاسفانه آموزش های  لازم  جهت  زندگی  جمعی به مردم ارائه نمی  شود .لذا بسياری  از موارد  شاهد  وقوع مشکلات  فراوان در مجتمع های  مسکونی  هستيم  که يکی از مهمترين  آنها بی  تفاوتی افراد  در مشارکت نمودن و پذيرش مسووليت  در زندگی  جمعی در آپارتمان هاست   که مهمترين  عوارض ناشی  از آن  به  شرح  زير می  باشد:

1- بی  تفاوتی  افراد  نسبت  به  سرنوشت  يکديگر  سبب  عواقب ناخواسته ای  می  شود  که می  توان  خبرهای  مختلفی را که در روزنامه ها انتشار می  يابد مطالعه کرده و به آنها  پی برد ،  نظير وقوع  فوت  افراد  در آپارتمان ها  و گذشت  چندين  روز  و بی  اطلاعی  ساکنين ، وقوع  انفجار  و آتش  سوزی ،  نشت آب و تخريب  منازل ، وقوع  ناراحتی  و بيماريهای  حاد نظير  سکته و .... که نيازمند  کمک  فوری  اطرافيان  است  که به علت  بی  تفاوتی در  کمک رسانی ،فرد مصدوم  جان  سپرده است ، ،برخورد  و نزاع ميان افراد که  سبب  سلب آسايش  همگان می  شود  و از  طرفی  درهم  ريختگی  و ايجاد  يک محيط نازيبا  و آزار  دهنده

 2- بی تفاوتی افراد  در محيط های  زندگی جمعی  سبب می شود  که به مرور  قوانين و مقررات  و نظم و انضباط  در آپارتمان از ميان رفته و لذا بهترين  محيط برای  زندگی  آن دسته از افرادی  می  شود  که به دنبال محيط های  در هم  ريخته هستند  نظير معتادان ، سارقان و افراد  دارای  مشکلات اخلاقی ، زيرا اين افراد  با خيال  راحت  و بدون  مزاحمت  می  توانند  در اين مکانها  زندگی  کنند  و  شرايط را برای  ديگر خانواده ها  ، عذاب آور و نا ايمن نمايند و بر عکس  در مجتمع عای  مسکونی  که  قوانين  و نظم  و انضباط  و نظارت جمعی  شديد  حاکم   است  اين گونه افراد  به هيچ وجه  ساکن نشده  و از اين مکان ها  به  شدت  دوری می جويند  چون  می  دانند  در آينده با مشکلات  مهم  روبه رو می  شوند .

3-آپارتمان هايی که فاقد مقررات و قوانين بوده  و ظاهری  نازيبا دارند  سبب می  شود  که افراد با فرهنگ  و منضبط با  اولين نگاه  از  ساکن  شدن  در اين گونه آپارتمان ها  خود داری  نموده  و لذا چنين مکان هايی مستعد  آن دسته از افرادی  می  شود  که زير بار  هيچ گونه نظم و انضباطی نمی  روند که در نهايت چنين آپارتمان هايی    تبديل به مکان های بسيار  آزار دهنده ای برای زندگی   می شوند.

4-وقتی  مهمانان  به يک مجتمع  مسکونی مراجعه می کنند که  بسيار تميز و منظم بوده و دارای قوانين و مقررات مکتوب می  باشد ، تحت تاثير  قرار گرفته و سعی می کنند که خود را با شرايط آنجا مطابقت دهند و برعکس  وقتی  در محيط های  درهم ريخته و کثيف  وارد می  شوند  علاوه بر نگاه تحقير آميز به ساکنين ، تقيدی به رعايت  نظم و انضباط و مقررات از خود نشان  نمی دهند  و لذا اين موضوع خود به يک  مشکل مهم  برای  ساکنين تبديل می شود که گهگاه منجر به نزاع و درگيری  با مهمانان می شود که در نهايت رابطه ساکنين را بهم ريخته و سبب دشمنی و عداوت و کينه جويی در بين آنان می  شود .

5-عدم مشارکت  ساکنين آپارتمان ها  و فرار از مسووليت ها اگر چه در کوتاه مدت  به سود افراد خواهد بود ، زيرا از زير بار مسووليت ها  فرار می  کنند ، اما در دراز مدت  عواقب ناخواسته ای  را در برخواهد داشت ، زيرا  زمينه  ساز نفرت  ميان افراد  شده  و افرادی که صادقانه  زحمت می  کشند ، به علت  فرصت طلبی عده ای ديگر ، مسووليت ها را رها می کنند  و از طرفی  به مرور زمان  افراد منضبط و منظم  از اين گونه آپارتمان ها  فرار خواهند کرد  و تنها عده ای  بی  مسووليت  در کنار هم زندگی خواهند  کرد  که در اين  شرايط  صاحبنظران  بيان می کنند  چنين  محيطی به مکانی آزار دهنده و مصيبت بارتبديل  خواهد  شد که برای  هميشه  آرامش از آنجا فرار خواهد کرد.

6- يک نکته مهم که بايد  بخاطر سپرده  شود ، تاثير گذاری  محيط های پاکيزه و تميز و با مقررات بر رشد شخصيتی کودکان و نوجوانان  است ، در محيط های  نازيبا  و پرتنش  ، کودکان و نوجوانان  علاوه بر بدبين شدن نسبت  به جامعه ، ياد می گيرند  چگونه از مسووليت ها  فرار کنند  و لذا  شخصيت آنها به گونه ای  تربيت  می شود که هيچ گاه در زندگی  و محيط های  شغلی  به موفقيت های  قابل توجه  دست نمی يابند و در کارهای  گروهی  شکست می خورند.

خلاصه کلام آنکه  ما مجبور به مشارکت نمودن در محيط زندگی  خويش هستيم ، در غير اينصورت اميدی  به خوب  زندگی کردن و حاکم شدن  امنيت وآرامش  نخواهد بود . 

                                                   ibdanyal@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 10:54  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

افراد خلاق چه ويژگيهايی دارند؟

 

 

 

 

 

آيا  افراد  خلاق  داراي  ويژگيهاي   خاصي  هستند؟ بررسي  نشان  مي  دهد  كه هر  چند   افراد  خلاق  از  هوش  بالاتر  از  متوسط  برخوردار  هستند،اما  براي  اينكه  فرد  بسيار  خلاق  باشد  ضرورتا  نبايد  نابغه  باشد(نيكولز 1972).افراد  خلاق  تازگي  و  بديع  بودن   را  ترجيع   مي  دهند،پيچيدگي  مسائل  توجه  آنان  را  جلب  مي  كند و  به  قضاوتهاي  مستقل  مي  پردازند(بارون  هارنيگتون  1981 ). علاوه  بر  توانايي  تمام  كردن، كامل  كردن   و  يكي  كردن  افكار  گوناگون  در  اين  افراد  بيش  از  ديگران  است .

افراد  خلاق در  يكي  كردن  تفكر  كلامي با   تفكر  بصري (كرشنر ولجر1958)  و  تفكر  منطقي   و  تخيلي (سالتر  1980) سرآمدتر  از  افراد  غير  خلاق  هستند.

 افراد  خلاق  بيشتر  به  وسيله  علايق  دروني   خود  نسبت به  كارهاي  خلاق  برانگيخته مي  شوند تا  عوامل بيروني  نظير شهرت ،پول يا  تاييد ديگران.در  واقع ،وقتي  دلايل  بيروني  باعث  انجام  كارهايي  مي  شود  كه  ذاتا  جزو  كارهاي  فكري  خلاق  به  حساب  مي  آيد،ممكن  است  شخص  انگيزه  خود  را  براي   انجام  آن  از  دست   بدهد.

علاوه  بر  موارد  فوق  افراد   خلاق  ويژگيهاي   ديگري  نيز  دارند كه  آنها  را  از  ساير  افراد  متمايز  مي  كند اين  ويژگيها  عبارتند  از:

1-افراد  خلاق،  بخش  عمده اي  از  وقت  خود  را  صرف توجه  دقيق  به  اطاف  خود  مي  كنند  و  از  اين  طريق سوژه  هاي  جديدي براي  فكر  كردن  پيدا  مي  كنند.

2-افراد  خلاق  بسيار كنجكاو  بوده  و  به  طور  مستمر  در  جستجوي   موضوعات  پيچيده ،جديد  و ناشناخته  و  عجيب  هستند.به  همين   سبب  آنها  در  مقايسه  با  افرادي   كه  از  توانايي  خلاقيت  كمتري  برخوردار  هستند،سوالات  بيشتر  و  پيچيده  تري   را  مطرح  مي  كنند.اين  ويژگي  را  به  سادگي  در  بچه  ها  مي  توان  تشخيص  داد.

 3-حل  مشكلات  و  مسائل  توسط  افراد خلاق  از  اصالت  خاصي  برخوردار است.

4-افراد  خلاق  انعطاف  پذير  هستند  و در  ارائه  راه  حل  و  انديشه  بكر  و  بديع  آمادگي  بسيار  دارند(گليفورد 1959)  آنها  با  استفاده  از  اين  ويژگي ،توانايي  تعقيب  و  دستيابي   به  راه  حل  مشكل  را  از  راه  هاي   مختلف  دارا  هستند.

5-افراد  خلاق  به  استقلال  و  ناهمنوايي  تمايل  دارند  و  در  مواردي  كه  دستورهايي  بر  خلاف  ميل  و يا  اعتقادات  خود  دريافت  كنند  به  سرپيچي  از  آنها  تمايل  نشان  مي  دهند  به  اين  سبب  اعمال  مديريت  در  مورد  افراد  خلاق  بسيار  دشوار  است (كانجرو پيترسن 1984)  آنها  اگرچه  به  دستور  گرفتن  از  ديگران  اعتقاد  ندارند، نياز  مبرم  به  مورد پذيرش واقع  شدن  دارند، زيرا اين  احساس براي  آنها آرامش  خاطر دلپذيري را  ايجاد  مي  كند. ضمنا  آگاهي به  اين  مطلب  كه  انديشه هايشان  مورد  قبول واقع  شده ،اتكاء به  نفس  زايدالوصف  در  آنان  ايجاد  مي كند.

6-افراد  خلاق ، مسائل  پيچيده  را  به  مسائل  ساده  ترجيح مي  دهند  و  با  علاقمندي   بسيار  براي  يافتن  راه  حل  مي  كوشند.

7-بر  اساس  نظريه  وايت (1969)  افراد  خلاق   علي  رغم  استنباط  ديگران ، بسيار  فعال  نبوده،با  مقايسه   با  ديگران  از  هوش  و  ذكاوت  خارق  العاده نيز  برخوردارنيستند.هوش  يكي  از  پيش  نياز  هاي  خلاقيت  است   و  پايين  بودن  درجه  هوشي  فرد   معمولا  به  پايين   قرار  گرفتن ويژگي  خلاقيت  منجر مي  شود ،اما  هوش  سرشار  نيز  دلالت   بر  خلاق  بودن  شخص  نمي  كند.كرتاگنبرگ(1972)  بر  اين  عقيده  است  كه  افراد  داراي   هوش  پايين  عموما  از  نظر  خلاقيت   نيز  ناتوانند  و  خلاقيت   در  افراد  داراي   هوش كمي  بالاتر  از  ميانگين  بيشتر  مشاهده  شده  است .در  اين  مورد گرتزل(1962)  معتقد  است  كه  اشخاص  باهوش  و ذكاوت خوب  در  مدارج  تحصيلي ،بسيار  خوب  عمل  مي كنند ولي  شاهد  كيفي  كه  دلالت  بر  خلاقيت  آنها  بكند  بسيار  كم  است.به  طور  خلاصه  پژوهشگران به  يك  رابطه  يا  همبستگي  

نسبتا  كم  بين  هوش  و  خلاقيت  دست  يافته  اند(آناستاري و  شيفر 1971،گتزل و  جكسن،1962).

8-مسائل  و  وضعيت  هايي را  مي  بيند  كه  قبلا  مورد  توجه   قرار  نگرفته است  و  فكرهاي  بكري  را  ارائه مي  دهد.اصولا يك  فرد  خلاق بي  تفاوت  از  كنار مسائل  نمي گذرد و  محيط  پيرامون  را  هميشه  با  دقت  مورد  توجه  قرار  مي  دهد.

9-ايده  ها  و  تجربيات حاصل  از منابع  گوناگون  را  به  هم  ربط  مي  دهد  و  آنها  را بر  مبناي  مزيتشان مورد  بررسي  قرار  مي  دهد.چراكه  ارائه  فكر مشكل  نيست   بلكه  ارائه  فكر  و  ايده  هاي  سودآور،مفيد،باصرفه  و...  مشكل  خواهد  بود.

10-معمولا  چندين  شق (بديل)  براي  هر  موضوع  معين  دارند،به  عبارتي سلاست  فكر  دارند.يكي  از  مهمترين  ويژگي  افراد  خلاق  داشتن  سلاست  فكر  است به  طوري  كه  همزمان در  مورد يك  مساله  چندين  فكر  و  راه  حل  را  داشته  باشد.

11-نسبت  به  پيش  فرضهاي  قبلي  ترديد  مي  كنند  و  محدود  به  رسم  و  عادت  نمي  شوند.از  طرف  ديگر  تداوم  حيات  سازمانها  به  بازسازي  آنها  بستگي  دارد،بازسازي   سازمانها  از  طريق هماهنگ كردن اهداف  با  وضعيت  روز  و  اصلاح  و  بهبود  روشها ي حصول اين  اهداف  انجام  مي  شود ،بدون  بازسازي ،سازمان  نمي  تواند دوام  زيادي   بياورد و  بازسازي   هم جز از  طريق  نوآوري  كه  خود  ثمره  خلاقيت  است ،ميسر نيست.بنابراين  سازمان ها  براي  ادامه  حيات  و  بقاي  خود به  بازسازي   از  طريق  خلاقيت   نيازمندند،خلاقيت  در  سازمان كار نيروهاي  خلاق  است  اين  نيروهاي  خلاق  در  تمام  سازمانها به  وفور  يافت  مي شوند. هنر  مدير  موفق  در  اين  سازمان  شناسايي  و  از وجود آنها  براي   بهبود  و  بازسازي  سازمان استفاده  نمايد ،ويژگيهايي كه  در  اين  مقاله  به  آنها  اشاره  شد  مي  تواند  راهگشاي  بسياري  از  مديران  باشد چه  بسا بعضي  از  اين  ويژگيها  در  نگاه  اول  به  عنوان  يك  ضعف  ممكن  است  به  حساب بيايد.مديران  امروزي  ما  بايد به  اين  نكته  توجه  داشته  باشند كه  موانعي  براي  بروز  خلاقيت  وجود  دارد  كه  بحث  مفصلي  را  مي  طلبد  و  پرداختن  به  آنها خارج  از  اين  مقاله  است   اما  مهمترين  آنها  عبارتند  از :

1-عدم  اعتماد به  نفس ،

 2-ترس  از  انتقاد  و  شكست

3-تمايل  به  همرنگي  و  همگوني 

4-عدم  تمركز ذهني و...

بايد  اين  نكته  را  قبول  كنيم  كه  همگي  ما  عادت زده ايم  بنابراين  مديريت  سازمان  بايد  هميشه  از  بروز  ايده  ها  و  فكر  هاي  جديد  استقبال  نمايد  و  افراد  خلاق  را  تشويق  كند.براي  اينكه   خلاقيت  به  وقوع  بپيوندد، بايد  چنان  نگرشي وجود  داشته  باشد  تا  از پيشنهادهايي  كه  مبتني   بر  تغيير  شرايط موجودند،استقبال  كند،يك  نگاه  سرد  يا  بهت  زده   رئيس  به  زيردستي   كه  پيشنهادي   ارائه  كرده  است  به  وي  مي  فهماند  كه  ديگر از  اين  نوع  پيشنهادها  ندهد.جداي  از  اينكه  نظر مديريت  و  زبان  و  ظاهر   درباره  خلاقيت  چيست ؟-طرفداري  مي  كند يا  مخالفت-ملاك  اصلي   براي  پيشنهاد  دهنده ،آن  چيزي  است  كه  مدير در  عمل  انجام  مي  دهد،نه  سخن  او. متاسفانه  در  نظام  اداري  ما كم  نيستند مديراني  كه  خود  را  عقل  كل  مي  دانند و  كارمندان  را  افرادي  كه  مجبورند   دستورات   غير  منطقي  آنها  را  اجرا كنند.اين  مديران  يكي  از  مهمترين موانع خلاقيت   و  نوآوري   در  نظام  اداري  هستند باشد كه  ان شاء ا... در  برنامه  سوم  توسعه  كه  يكي  از  مهمترين  محورها ي آن  تحول  اداري   است   به  اين  نكات   نيز  توجه  شود  و  شايسته  سالاري   كه  هميشه  غريب  بوده اين  بار  به  آشنايي  براي  همه  تبديل  شود.

                                                  ibdanyal@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 10:52  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

 

 

 

 

 

در كشور ما  علاقمندي  به  مطالعه  كتاب در  وضعيت  مناسبي  قرار  ندارد و  اگر مطالعه هم  صورت مي گيرد  بيشتر  محدود  به كتاب هاي  درسي   است  و  به همين  علت  تيراژ  كتابها  در سطح  بسيار پايين  و حتي  در حد  هزار  جلد  براي  هر عنوان  است  كه آن هم  پس  از  مدت  زمان  طولاني  به  فروش  مي  رسد . براستي  چگونه مي  توان  انتظار داشت  از  جامعه يي كه مردم  تمايل  اندكي  به مطالعه دارند  بتوان  آينده  خوشبينانه يي  پيش  بيني  كرد  و  لذا  ضرورت رشد  عادت  كتابخواني  در بين  دانش  آموزان و  دانشجويان  روز  به  روز  بيشتر   احساس  مي شود . براي  درك  اهميت مطالعه  لازم  است  به  نكات  زير  توجه شود :

1- نخستين  اثر مطالعه  كتاب ، رهايي  انسان  از  زندان  تاريك  جهل  است  و  انسان  جاهل ،‌دشمن  خويش  است .

2-انسان  با  مطالعه  مي  تواند  افق  ديد  خود  را  گسترش  داده  و  از  شتابزدگي در  تصميم  گيري هاي خويش  بپرهيزد.

3-انساني  كه  بطور  مستمر  مطالعه  مي  كند،  گفتار او  تنها  به  بيان  نقايص و  اشتباهات ديگران  محدود  نمي  شود  بلكه  او  مي تواند  راه حل  نيز  ارائه  كند و  زمينه  رهايي  ديگران  را  از  مشكلاتشان  فراهم  كند.

4-انساني  كه مطالعه  مي  كند  حرف  هاي  زيادي  براي  گفتن دارد  به همين خاطر  در هر جايي  كه حضور  يابد  با  بيان  گفته هاي  خويش  ، ديگر  فرصت  ارايه گفت و گو هاي  بي  محتوا  و بي  ارزش  را به ديگران  نمي  دهد .

5- انساني كه  مطالعه  مي  كند  و تمايل  دارد  كه  دانسته هايش  را  با  ديگران  تقسيم  كند سبب  مي شود  ديگران  با  علاقمندي  بيشتر  با او  ارتباط   برقرار  كرده  و اين  ارتباطات  مي  تواند  در  افزايش اعتماد  به نفس  فرد  مطالعه  كننده  موثر  واقع  شود .

6-انسان  علاقمند به مطالعه ،  در هنگام تنهايي  بهتر مي تواند  در اعماق  وجودش  به  تفكر  بپردازد  و به  افكار  نو   دست  يابد

7-يكي  از  بهترين  فعاليت  ها  براي  كودكان در  اوقات  فراغت ، مطالعه  كردن  است .امروزه  انساني  كه  بتواند   اوقات   فراغت  خود  را  به  بهترين  نحو  ممكن سپري  كند ،كمتر  در معرض  خطر  آسيب  ها  قرار  دارد .چه  بسيار از  افرادي  كه  به  علت  نداشتن  اوقات  فراغت  خوب،  در دام  دوستان  نامناسب  و محيط هاي  تخريب  گر  افتاده اند .

8- انسان  به  واسطه  مطالعه ، دانسته  هاي  خويش  را  روز  به  روز  افزايش  مي  دهد  و چون  از  طريق  كتاب  با تجربيات  بزرگان  و  انديشمندان  آشنا  مي شود ،به  مرور به  گنجينه ارزشمندي  از علم و  دانش  تبديل  مي  شود  و  همچون  آهنربايي مي  شود  كه  افراد  فهيم  را به  سوي  خود  جذب  مي كند  و همين  امر سبب تسريع  در رشد  فكري  او مي شود.

9-انسان  با  مطالعه  قادر  است  بهتر  از  ديگران ،فعاليت ها  را ارزشيابي  كند.براي  او  دوغ  و  دوشاب  يكي نيست .او  با  اطلاعات فراوان خود  مي  تواند  رشد  پيشرفت  كارها  را بهتر  بسنجد .فرض  كنيد  فرزند شما  به مدرسه  مي  رود  و هنگامي   كه در  طول  سال رفتارهاي  او را  بررسي  مي كنيد ، در مي  يابيد  كه  معلم  او  تا چه حد  زحمت كشيده  است ،زيرا  قادر  به  ارزشيابي  زحمات  معلم  او هستيد  و به همين  خاطر  انتقال  نظرات  شما  باعث مي  شود  بين  كسي  كه كاري  را  درست انجام مي  دهد  با كسي  كه  در كارش  كوتاهي  مي كند،تفاوت  گذاشته  شود  و  همين  امر  سبب  تشويق  افراد  فعال مي  شود .

اكنون  با  اين  سوال روبرو  هستيم  كه  چگونه بايد  علاقمندي  به  مطالعه را در بين  افراد  گسترش  دهيم ،در اين  خصوص توجه  به  نكات  زير  ممكن  است  سودمند  واقع شود .مطالعه  كردن جزو اموري  است  كه  انگيزه مي  خواهد  و  شما  بايد  با  تعيين  هدف مطالعاتي  اين انگيزه  را  به وجود آوريد.ابتدا به  موضوعاتي  كه  علاقمند يد  فكر كنيد،اين  موضوعات مي  توانند  بسيار متنوع  باشند نظير: سلامت  جسمي  و  رواني ،اقتصاد،تاريخ ،فرهنگ  كشورها ،دين ،ادبيات ،راز  موفقيت  ملل ،حقوق  و قوانين ،زبانهاي  مختلف ،علوم  پايه ،اطلاعات عمومي ،سرگذشت  بزرگان ،آشنايي  با  زندگي  جمعي ،اوقات  فراغت ،هنر،روابط  در خانواده ،تربيت  فرزندان ،دوستيابي ،امور  شغلي   و  بسياري موضوعات  ديگر .

بهتر  است  به  دانش  آموزان  گفته  شود  لحطاتي  را  در  تنهايي سپري  كنند و از خود  سوال كنند،در چه  زمينه يي علاقمند  هستند  اطلاعات  عميق و  فراوان  كسب  كنند؟

بعضي  از افراد  دوست دارند  در زمينه تاريخ  و  سرگذشتي  خواندني  مطالعه كنند ،عده يي  ديگر علاقمند  ند  در  زمينه  تندرستي  اطلاعات  كسب كنند  و  بعضي  در  مورد  حرفه  و شغل خود  مي  خواهند  بيشتر  بدانند.نيازهاي   يادگيري  انسانها  متفاوت  است  و  جامعه  ما نيز ،محتاج  انسانهاي  آگاه  و مطلع  است ،  اين  انسان مي  خواهد  يك كارگر  زحمتكش  باشد  يا  كسي  كه  داراي  بالاترين  مدارك  تحصيلي ، به  خاطر  داشته  باشيد  اگر  براي  مطالعه  كردن خويش ،هدف  مشخصي  داشته  باشيد ،حتي  اگر  در  طول  روز مدت  زمان كوتاهي حتي  يك  ربع  ساعت  هم  مطالعه  كنيد،با  گذر  زمان  اطلاعات  بسيار فراواني به  ذهن  شما  وارد  مي  شود  كه مي توانيد  در آن  زمينه  به  افكار نو  و جالبي دست  يابيد .ارنست  ديمنه  از  پايه گذاران  آموزش و  پرورش  فرانسه  در كتاب  هنر  فكر كردن  بيان  مي كند : هنگامي كه  شخصي در خصوص  يك  مساله ، اطلاعات كامل داشته و  در آن  زمينه  تسلط  كامل دارد، علاوه  بر  دستيابي  به كمال علمي و افزايش قدرت  استدلال ، بي  اختيار  به  افكار درخشان  نيز دست   مي يابد و  اين  چيزي  غير از  اطلاعات  و معلومات  نيست .

اگر  شما  يك  دانشجو  هستيد  و يا  يك دانش  آموز  دبيرستاني  علاقمند ، بهتر  است  فرض  كنيد  كه تصميم  گرفته  ايد  در  مورد  سلامتي  خود،  يك هدف  مطالعاتي  با عنوان آشنايي با  تغذيه  سالم  انتخاب  كنيد. ابتدا  براي  خود  يك دفتر تهيه كنيد  و  خلاصه  هر چيزي  را  كه  در اين  زمينه مي  خوانيد  با  ذكر  منبع مطالعاتي ،در  اين  دفتر  بنويسيد . حتي  در  آينده  مي توانيد  سوالاتي  را كه  در  ذهن شما  در هنگام  مطالعه  پديد  مي  آيد ، با  كارشناسان  مطلع  در ميان  بگذاريد و  از اين  طريق  نكات مبهم  درون  ذهن  خود  را  برطرف كنيد. به  مرور  زمان  شما  به  اطلاعات  بسيار زيادي  دست  مي يابيد و  در هرجايي  كه حضور  داشته  باشيد ، نكات  جالب  و مهمي  را براي  ارايه  كردن  خواهد داشت  كه تمامي  آنها نيز  داراي  منبع  علمي هستند.

متاسفانه بعضي  از افراد  عادت  كرده اند  كه  بدون  ذكر  منابع  علمي ، صحبت كنند و  گاه  با  صحبتهاي خود، مصيبتهاي  فراواني  را دامنگير  خود  و  ديگران   كنند .

همچنين  شما  مي  توانيد ، چند موضوع  را  براي خود  انتخاب  و  بطور مرتب در مورد  آنها مطالعه  كنيد .اگر  مادران جامعه  ما  در مورد چگونگي  تربيت  فرزندان  خود با علاقه  فراوان  مطالعه كنند، مي  توان  تصور كرد  كه نسل هاي  آتي تا چه  حد  توانمند  خواهند  بود  و  بر  عكس  اگر  در اين  زمينه  دچار فقر  اطلاعاتي باشند هميشه  شاهد  تربيت  نسل  هايي خواهيم  بود  كه  با  كوچكترين  تندباد ممكن است  درخت  زندگي آنان  از  جا  كنده شود.

  سعي كنيد  در طول ماه  به كتابفروشي ها سر بزنيد و  با دقت  كتابها  را  مشاهده  كنيد  و  ورق  بزنيد  و آنقد ر  جست  و جو  كنيد  تا كتاب گمشده  خويش  را بيابيد .گاهي خواندن يك  كتاب  بسيار خوب  زمينه  را  براي   علاقمند  كردن  انسان   به مطالعه  برمي انگيزد و  به  گفته  لئو تولستوي  ،  در دنيا  لذتي  نيست  كه  با  لذت مطالعه  برابري كند

شماره  تلفن  كتابفروشي ها  را داشته  باشيد  و هر از  چندگاهي تماس  بگيريد و  در مورد كتابهاي   بسيار خوب  انتشار يافته  پرس  و جو  كنيد.هيچگاه مشورت  با كتابفروشان  با تجربه  را فراموش  نكنيد.

اگر  دوره دانش  آموزي  يا  دانشجويي را پشت سر گذاشته ايد و مادر يا پدر  هستيد ، در برنامه  زندگي  خود  به گونه يي  برنامه  ريزي  كنيد  كه  در  ساعاتي  از اوقات  فراغت  خويش  به همراه  اعضاي  خانواده  كتاب  بخوانيد . كتابهايي  نظير  سفرنامه ها  و ديگر موضوعات  جالب  و خواندني مي تواند اوقات فراغت  خوبي  براي  خانواده  بوده  و از  طرفي  زمينه  را  براي  علاقمند كردن  كودكانتان  به مطالعه  در منزل  فراهم كند.

گهگاه  در هنگام  ميهماني  ها ،  مي توان  موضوع  گفت و گو  را بر  پايه  موضوعات  يك كتاب  قرار داد  و  درباره  آن  بحث  كرد  و اين موضوع  سبب  مي شود ،  بحث هاي جالب  و ارزشمند  در بين  افراد رد و  بدل  شود  و  زمينه  براي  علاقمند  شدن  افراد  به مطالعه  كتاب  فراهم  شود . با همه  اينها  چه  دانش آموز و  دانشجو  باشيد و چه يك  فرد  شاغل ،توجه  به نكات  زير مي تواند  موثر باشد:

 1-يكي  از  دلايل  دوري  افراد  از  كتاب ، گراني قيمت آن  است ، با انجام  اقدامات  زير  مي  توانيد  تا  حدي  اين  مشكل  را برطرف  كنيد :

-عضو كتابخانه  شويد  و كتاب امانت  بگيريد

-با  دوستان همفكر خود  ارتباط  برقرار كرده  و  به  يكديگر كتاب امانت  دهيد.

-با  دوستان  خود  بطور  مشترك  كتاب  خريداري  كرده  و  پس  از استفاده ، كتابها  را ميان  خود  تقسيم  كنيد  .

-از  كتابفروشي  هاي  كه با قيمت  ارزان  كتابها را  به حراج  مي گذارند ، بطور مرتب  ديدار  كنيد ،شايد  كتابهاي  مورد علاقه  خود را  با قيمت  ارزان  خريداري  كنيد

2-با  خريداري كتابهاي  جيبي ، مي توانيد هميشه  كتاب به همراه  داشته   و  در هر جايي  كه  فرصت  مطالعه  مي يابيد ، در مدرسه ،در اتوبوس و...از  آنها  بهره ببريد.

3-سعي  كنيد  به همراه خانواده  و  يا  معلم  يا استادتان  از  نمايشگاههاي كتاب  ديدن  كنيد.حضور  در اينگونه مكانها،علاوه  بر اينكه  تجربيات خوبي را به  انسان  خواهد  آموخت، سبب  خواهد  شد، كتابهاي خوبي بيابيد و  از  آنها  بهره ببريد و همين  امر سبب  مي شود  كودكان در خانواده  نيز به كتابخواني  علاقمند  شوند.

4-تلاش  كنيد در محيط كار خود ، شرايطي  را  پديد  آوريد  كه  بتوانيد لحظاتي  از  وقت خود  را  در زمينه امور  شغلي  به  مطالعه  بپردازيد تا از اين  طريق اطلاعات بيشتري  كسب  كنيد تا علاوه  بر  اينكه  دچار خطا و  اشتباه  كمتري  مي  شويد به  افكار نو  و تازه يي دست  يابيد.

5-سعي  كنيد با خواندن مقالات كوتاه  در  مجلات  و  روزنامه ها، كم كم  خود  را به  مطالعه  كردن  عادت دهيد.

در  پايان  بايد  به  خاطر داشته  باشيم ، مطالعه  كردن  نياز  زندگي  امروز  ماست و اگر  اين  عادت  به همراه  ما  نباشد  با گذر زمان  جهل  ما  همچون  تارهاي  عنكبوت ، روزي ما را به  دام  خود خواهد  انداخت  و  ديگر راه فراري  از ندانم  كاري ها  نخواهيم  داشت .پس  بكوشيم  با  كتاب  اين  معلم  هميشه مهربان ، دوستي  كنيم  و هميشه  آن  را  به همراه داشته  باشيم

****

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 10:48  توسط حمیدرضا خوشنویس  | 

 

 

 

چشمان خود را ببنديد  و پس از دقايقی باز کنيد، محيطی زيبا و دل انگيز  در پيش  روی چشمان  شما پديدار میشود که تا دور دست  طبيعتی  سرسبز  و چشم نواز همچون تابلويی  نقاشی  شده ،خودنمايی می کند .

 در انتهای افق  کوههای  بلند  سربه فلک کشيده اند و رودخانه ای آرام   در دل طبيعت در حال پيشروی   است .

پرندگان با آرامش اوج می گيرند  و آنگاه  خود  را  در ميان  آسمان  آبی رها می کنند.

صدای  پرندگان  خوش  الحان  و نوازش ملايم  نسيم  باد به همراه اين تابلوی زيبا ، سبب بيدار شدن  ذهن آدمی  می شود.

گويی  ذهن می خواهد  از جسم  انسان  فاصله  بگيرد  و همچون  موجودی  کاوشگر و جستجوگر ،در دل  طبيعت  به اکتشاف ناشناخته  ها  بپردازد. هنگامی که ذهن انسان  با علاقه به جستجوگری بپردازد، زمينه برای خلق  افکار نو مهيا می شود زيرا اشتياق و علاقمندی به جستجوگری شروعی است  برای  بروز خلاقيت در انسان .

برعکس ، هنگامی که انسان در محيطی نازيبا و درهم ريخته و آلوده قرار می  گيرد که تنها سياهی و زشتی  در آن ديده  می  شود ،گويی ذهن می  خواهد از چنين محيطی دوری  کند و کمتر با آن درآميزد  و به بيانی  ديگر به دنبال فرار از آنجاست  و در چنين محيطی  چراغ  جستجوگری  ذهن  انسان نيز خاموش می شود. 

براستی تا چه حد در زيباتر کردن محيط زندگی اطراف  خويش کوشيده ايم ؟ محيطی که هر روزه بر جسم و روان ما تاثير گذار بوده  و در نهايت  قادر است  کمک کند تا  ذهن  به سوی آرامش  و جستجو گری  هدايت شود و يا  به سوی نگرانی و پناه بردن به خود؟

گهگاه بهتر است  درباره محيط اطراف خويش  با دقت  بيشتری  بيانديشيم . خيابان ها وکوچه ها، درو دیوارها ،   جویهای آب   ، هماهنگی رنگها  در طراحی شهرها، تزيين و نمای  مغازه ها، نظم و انضباط در ترافيک شهر و پاکيزگی  انسانها ، طراوت و  سرسبزی درختان و گياهان  شهر و طبيعت ، نحوه تزيين  شهر و........ تمامی  اين عوامل بطور ناخواسته  بر ذهن ما تاثير  می گذارند.

هنگامی که محيط زندگی ما زيبا ، تميز و شاداب  است ، انسان ها  سرزنده تر بوده و بر ای شاداب تر نمودن محيط زندگی خويش خواهند کوشيد و نظارت جمعی  نيز برای حفظ چنين محيطی افزايش می يابد.

ملينسکی   از  صاحبنظران  تعليم و تربيت  روسيه و پايه گذار  مدرسه  معروف پاوليش  در کتابی  که در زمينه  تعليم و تربيت  نوشته است ، بيان می کند  ، هنگامی  که کودکان  برای  اولين بار برای آموزش  به مدرسه پاوليش  فرستاده می  شدند ، در سال اول آموزش ، آنان را به مکان های  زيبا می برديم  به گونه ای  که آنها  زيبايی ها را با تمام  وجود  لمس  کنند  تا در نهايت  بتوانند  افکار  زيبا  از ذهن خود تراوش  نمايند .

در دين اسلام  نيز نظافت  و پاکيزگی  به عنوان  بخشی  از ايمان از آن نام  برده شده است  و اين به علت  تاثيرگذاری عميق آن  بر سلامت  جسمی و روانی انسان ها است .

اکنون اين سوال در ذهن ما نقش  می  بندد  که تا چه حد مردم به زيبايی  و تميزی  محيط  زندگی  خويش  واقف بوده  و آن  را رعايت می کنند.

بخاطر بياوريد خيابان های پر از  زباله ، آسفالت های  تکه تکه ، جوی ها و رودخانه های  انباشته از زباله ، ديوارهای زشت  و شسته نشده ، گياهان  خشک شده و يا کوچه های  بدون گل و گياه ، ناهماهنگی  رنگ ها  در ساختمان ها ، بی نظمی  و بی انضباطی ترافيک  شهر ، تمامی اين عوامل بر ذهن انسان  تاثير منفی  گذاشته  به گونه ای  که  ذهن  تلاش می کند کمتر با چنين محيطی مانوس شود ، زيرا ديدار آنها  درون آدمی را می آزارد  و لذا بی توجهی  به محيط زندگی  روز به روز افزايش می  يابد و ريشه های  بی تفاوتی  در دل جامعه رشد می کند  و اگر اين ريشه ها  رشد يابند می توانند  زمينه ساز آسيب های  اجتماعی  شوند.

محيط زيبا همچون آهن ربايی  است  که ذهن را مجذوب خود کرده و او را وادار به تکاپو و جستجو گری می کند.محيط نا زيبا  علاوه بر آنکه  از نظر روانی  تاثيرات نامطلوب روانی برجای می گذارد ،بلکه خسارت های مادی فراوانی نيز بر جامعه تحميل می کند.

فرض کنيد  در يک جامعه  که دارای  چهل ميليون  انسان فعال می باشد ، هر کدام از آنها  روزانه  چهار عدد زباله بر روی  زمين  پرتاب می کنند.در طول  روز تعداد  زباله های پرتابی ، به  160 ميليون  عدد می  رسد  و اين تعداد در  طول سال  بالغ بر  58560  ميليون عدد زباله می شود  و يا به بيانی  ديگر حدود  شصت ميليارد  عدد زباله می  شود ، اين  موضوع به معنی  آن است که  کسانی که مسوول  جمع آوری زباله در آن جامعه می باشند بايد  در طول  سال حدود  شصت ميليارد بار  خم و راست  شوند  تا بتوانند  اين تعداد زباله را از روی  زمين بردارند. بخاطر داشته باشيد  اگر تنها هر فرد چهار زباله بياندازد!

در حالی که می دانيم  بسياری از افراد  سهل انگار بطور دائم  در حال پرتاب کردن  زباله و يا  سرازير کردن  زباله ها به درون جوی ها و رودخانه ها  و طبيعت  هستند  و به همين علت  به نقطه ای خواهيم  رسيد  که توان  پرتاب کردن زباله  از توان  جمع آوری  زباله  پيشی می  گيرد و روز به روز  به تعداد زباله ها  در محيط  زندگی  افزوده  می  شود  و در آن موقع  شاهد خواهيم بود که  چگونه نايلون های گرفتار  شده در بوته های  اطراف  شهر و  طبيعت  فرياد  آلودگی  و  زشتی  را سر خواهند داد

حال اگر کسی به مدت هشت ساعت  و هر دقيقه  چهار زباله را  با طی کردن مسافت های مختلف از روی  زمين بردارد  ، در طول  هشت ساعت  قادر خواهد بود  با پيمودن  مسافت های  مختلف 1920 زباله را از روی زمين بردارد. اين شخص در طول  سال  قادر است با   2928   ساعت کار ، 702720 عدد زباله را از روی زمين بردارد و اکنون برای اينکه 58560 ميليون زباله از  سطح زمين برداشته شود  بايد 83333   نفر استخدام  شده و در طول 366 روز  و با هشت ساعت کار مداوم زباله ها را از روی زمين بردارند و اگر هر کدام از  کارگران 2000000  ريال حقوق در ماه دريافت کنند ، جمع مبلغی که بابت تنها جهت جمع آوری  زباله ها هزينه شود  برابر  1999992000000  ريال  خواهد شد  يعنی حدود 2000  ميليارد تومان بايد بابت جمع آوری  زباله ها  هزينه شود  و مبالغ مربوط  به  بقيه مراحل انتقال زباله ، دفن يا بازيافت  محاسبه نشده است .

اين خسارت  بدون توجه  به هزينه های پزشکی  ناشی  از عوارض ناشی از  حدود 60 ميليارد  خم و راست  شدن کارگران است (که خود باعث دردهای مربوط  به کمر و ستون  فقرات می  شود )و همچنين هزينه های  مربوط  به  افزايش  جوندگان ،حشرات  و  گسترش بيماريها  نيز محاسبه  نشده است . در حالی که اين مبلغ می تواند جهت  زيبا سازی  محيط  زندگی  و آموزش  مردم  هزينه شود.

و از همه مهم تر خسارت های روانی ناشی  از آلودگی ها ست که ذهن انسان را بطور مکرر آزار می دهد و تاثيرات نامطلوبی  می گذارد که براحتی قابل محاسبه نيست و از  طرفی  گويی آدمی در محيط کثيف و آلوده همنشين شيطان می  شود و ذهن او ناخواسته  به رفتارهايی گرایش می يابد که از زيبايی  فاصله می گيرد.

اکنون بايد درباره موضوعات زير  بيشتر بيانديشيم   و در پاره ای موارد  نيز به درستی  تصميم گيری  نماييم .

-  تا چه حد تلاش  نموده ايم محیط اطراف  زندگی  خويش برای  برای ديگران  زيباترنماييم.

-تا چه حد کودکان خود را برای  زيباتر کردن محيط زندگی  خويش  آموزش  داده ايم ، بايد بخاطر داشته باشيم اگر سن کودکان ما از پنج  سالگی  گذشت و آنان آموزش  های  لازم برای پاکيزه و زيبا نگهداشتن محيط  زندگی را  کسب نکنند ،در بزرگسالی  تغيير عادت برای آنان بسيار سخت خواهد شد.

-تا چه حد جوانان  را برای  مشارکت کردن در زيباسازی  محيط  زندگی  آماده نموده ايم.

-تا چه حد زمينه برای موسسات  خصوصی مهيا  شده است که خدمات زيبا سازی  محيط زندگی را با کمترين  هزينه  ارائه نمايند؟

بخاطر داشته باشيم  ايجاد  يک محيط زندگی  زيبا سبب خواهد  شد  ، اشتياق  انسان برای زندگی  افزايش يافته و از طرفی مغز و ذهن  تمايل به جستجوگری  بيشتری  يافته و شرايط برای خلاقانه انديشيدن  بهتر مهيا  شود.

                                   ibdanyal@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 10:46  توسط حمیدرضا خوشنویس  |